عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
180
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
چنين است صبر بايد كرد تا در نماز شود ، كه ما وى را اندر ورد نماز چنان همى بينيم كه گويى وى را از اين جهان خبر نيست . صبر كردند تا از فرائض و سنن فارغ شد و بنوافل و فضائل نماز ابتدا كرد ، مرد معالج آمد و گوشت بر گرفت و استخوان وى بشكست و پيكان بيرون گرفت و على اندر نماز بر حال خود بود . چون سلام نماز باز داد گفت - درد من آسانتر است . گفتند - چنين حالى بر تو رفت و ترا خبر نبود - گفت اندر آن ساعت كه من بمناجات اللَّه باشم اگر جهان زير و زبر شود يا تيغ و سنان در من ميزنند مرا از لذت مناجات اللَّه از درد تن خبر نبود . و اين بس عجيب نيست كه تنزيل مجيد خبر ميدهد از زنان مصر كه چون زليخا را بدوستى يوسف ملامت كردند زليخا خواست كه ملامت را بر ايشان غرامت كند ايشان را بخواند و جايگاهى ساخت و ايشان را به ترتيب بنشاند و هر يكى را كاردى بدست راست و ترنجى بدست چپ داد ، چنانك گفت جل و علا وَ آتَتْ كُلَّ واحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّيناً چون آرام گرفتند ، يوسف را آراسته آورد و او را گفت بريشان برگذر - اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ برون شو بريشان . چون زنان مصر يوسف را با آن جمال و كمال بديدند در چشم ايشان بزرگ آمد فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ ، همه دستها ببريدند و از مشاهدهء جمال و مراقبت كمال يوسف از دست بريدن خود خبر نداشتند . پس بحقيقت دانيم كه مشاهدهء دل و سر جان على مر جلال و جمال و عزت و هيبت اللَّه را بيش از مشاهده زنان بيگانه بود مر يوسف مخلوق را - پس ايشان چنين بى خود شدند و از درد خود خبر نداشتند اگر على چنان گردد كه گوشت و پوست وى ببرند و از درد آن خبر ندارد عجب نباشد و غريب نبود . النوبة الاولى قوله تعالى وَ إِذْ نَجَّيْناكُمْ - و رهانيديم شما را مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ از كسان فرعون يَسُومُونَكُمْ مىرسانيدند و مىجنبانيدند شما را سُوءَ الْعَذابِ رنج عذاب يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ ميكشتند پسران شما وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ و زنده ميگذاشتند زنان شما وَ فِي ذلِكُمْ در آنچه ميبود بشما بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ آزمونى بود از خداوند شما عَظِيمٌ آزمايشى بزرگ .